عبدالحسين بينش
28
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى)
اين متاركه پنجاه سال تعيين گرديد . آنگاه سلطان ، امپراتور را در خيمهاى ويژه جاى داد و ده هزار دينار برايش فرستاد تا خود را آماده كند . گروهى از كشيشها را به خاطر او آزاد كرد و فرداى آن روز بر او خلعت پوشاند . سپس امپراتور به ديدار آلبارسلان رفت و سلطان سپاهى را با وى همراه كرد تا او را به جايى امن برساند و خود نيز يك فرسخ راه او را همراهى كرد . هنوز امپراتور به دژ دوكيه نرسيده بود كه خبر يافت ميخائيل دوكاس - پسرخوانده رومانوس - به اعتبار اينكه وارث قانونى است و به سن بلوغ رسيده ، قدرت را به دست گرفته است . در اين هنگام رومانوس لباس پشمين پوشيد و خود را زاهد وانمود كرد ، و پيكى نزد ميخائيل فرستاد و توافقى را كه با سلطان داشته به اطلاع وى رساند و گفت : « اگر خواستى به تصميم گرفته شده عمل مىكنى و اگر نخواستى نمىكنى » . ميخائيل تصميم را پذيرفت و خواستار آن شد كه ميان او آلبارسلان ميانجىگرى كند . رومانوس اموالى را كه نزد خويش داشت گرد آورد . اين مال دويست هزار دينار بود كه آن را به همراه طبقى زرين و جواهرنشان به ارزش نود هزار دينار نزد سلطان فرستاد و سوگند خورد كه همهء دارايى او همين است . « 1 » 4 . نتايج جنگ ملازگرد الف : انقلاب بيزانس : جنگ ملازگرد مهمترين و سرنوشتسازترين بحران تاريخ بيزانس به شمار مىرود . به طورى كه خود بيزانسيها احساسشان را نسبت به آن پنهان نمىكنند ؛ و مورخانشان بارها و بارها از آن روز دشوار ياد كردهاند . در دورههاى بعد ، صليبيها نيز دريافتند كه شكستخوردگان ملازگرد شايستهء عنوان مدافعان دنياى مسيحيت نيستند . اين جنگ دستاويزى براى مداخله غربيان در دورههاى آينده گرديد . خود بيزانسيها به تقويت اين پيروزى مسلمانان كمك كردند و طى بيست سال پس از جنگ ملازگرد ، سرگرم توطئهچينى و عصيانگرى بودند . نخستين عامل اين سركشى اقدام
--> ( 1 ) . منابع بيزانسى نوشتهاند كه رومانوس ديوجان پس از آن درصدد تصرف ارمنستان برآمد . اما ميخائيل هفتم نيرويى بيزانسى را به جنگ او فرستاد كه او را شكست داده به قسطنطنيه بردند . در آنجا با سنگدلى چشمانش را بيرون آوردند و او چند روز بعد مرد .